حوالی خوانشی متفاوت

عدنان حسن پور

بولتن اولین جشنواره‌ی سراسری نمایش‌های خیابانی مریوان / دی ماه 1384

 

هرگاە کە واژەی آفرینش وارد حوزەی زبان می‌شود بر اولین دالی کە دلالت می‌کند «هنر» در معنای کلی آن است، مفهومی کە منشأ تحولات بسیاری بودە و در حالتی دوسویە تأثیرپذیر هم بودە است. «هنر» و «اجتماع» همیشە در ارتباطی متغیر قرار گرفته‌اند. ارتباطی کە در بسیاری مواقع هنر را بە بردەی جامعە تبدیل کردە و بە نوعی با استفادە از توجبهات ظاهراً منطقی سعی در استفادەی ابزاری از هنر در راستای مشروعیت بخشی بە ارزش‌های اجتماعی یا سیستم‌های سیاسی داشتە است.

بدون تردید هنر از پدیدە‌های مختلف تأثیر پذیرفتە است، اما این پذیرش تأثیر صرفاً تا جایی قابل قبول است کە نافی ارزش‌های زیبایی شناختی هنر نباشد. در واقع زیبایی اساسی‌ترین جنبەی هنر بودە و هنر عاری از زیبایی یا بە عبارتی دیگر هنر عاری از خصیصەها و جذابیت‌های مخصوص هنری، صیغەای لا محال است کە ملک افراد هنرنشناس است کە هنر را حاشیەی متنی گستردەتر تلقی می‌کنند. اما نباید دچار اشتباە شد، هنر خود متنی بی‌نهایت است کە بدون واسطە‌ی هیچ امر و پدیدەی دیگری نە‌تنها معنادار می‌باشد کە می‌تواند بسیاری از امور دیگر را نیز بە حاشیەی خود تبدیل نماید. پذیرش بدون واسطەی هنر تنها راهی است کە مانع از ابتذال هنر می‌شود، می‌توان دیگر مسایل را بە درون هنر راە داد، موضوعات متفاوت و پر کنش، اما هرگز نباید آن‌ها را بە دایلی جهت اثبات ضرورت وجود هنر تبدیل نمود. لازم بە ذکر است کە منظور از زیبایی ظرافت صرف نیست، ظرافتی کە در بسیاری از موارد مترادف و حتی یگانە معنی ارزش‌های هنری پنداشتە شدە است. چە بسا بسیار آثار هنری کە مملوند از عناصر نا زیبا، چندش‌آور و زشت (در معنای عمومی آن‌ها) اما جزو تولیدات برجستەی تاریخ هنر محسوب می‌شوند. در واقع در اینجا منظور از ارزشهای هنری و زیبایی‌شناختی فاکت‌ها و لایەهایی از هنر است کە بە نوعی می‌توان گفت اثر را دارای دیدی هنری و جاذب می‌نماید، دیدی که از زاویەای نو و متفاوت زندگی، جهان و انسان را مورد کاوش قرار دادە و از همین طریق خوانشی جدید از اموراتی کە بشر با آن‌ها در ارتباط مستمر بودە بە دست می‌دهد.

در واقع ارزش‌های هنری موفق بە کشف و بازتولید متفاوتی از پدیدە‌های کلیشەای شدەی جامعە می‌شوند کە تاکنون در ورای پردەهای قطور واقعی دیدن ـ در مفهوم کاملاً تودەای آن ـ پنهان شدە و کشف نشدەاند. پس می‌توان گفت کە اصطلاح زیبایی بە مفهوم ظرافت صرف نیست و لایەها و ابعاد فراوان دیگری را نیز در بر می‌گیرد.

چنان کە گفتە شد هرآنچە در ارتباط با انسان باشد غالباً به عرصەی هنر پا گذاشتە است، چون اساساً هنر پدیدەای انسانی می‌باشد، انسان عنصر آفرینش‌گر است، پس بسیار طبیعی می‌نماید کە دغدغەها و ذهنیت‌های خویش را در مخلوقش دخالت دهد. از همین روست کە نمی‌توان هنر را از انسان و عناصر انسانی منقطع نمود و هموارە اندیشەهای انسانی در روند حرکت و اگر سخن بە گزافە نگفتە باشیم در روند تطور هنر از اساسی‌ترین لایەهای تشکیل دهندە‌ی کلیت آن بودەاند.

شاید نتوان واژەی تطور یا تکامل را برای هنر بە کار برد، چە بسیار آثاری کە در قرون دور خلق شدەاند و تاکنون نیز ارزش‌های زیبایی‌شناختی و فرمیک خود را حفظ نمودەاند. تنها در صورتی می‌توانیم قایل بە تطور هنر باشیم کە قرارداد تکامل تاریخی را حذف نمودە و فراتر از زمان، آثار این عرصە را مورد ارزیابی قرار دهیم. بی‌گمان جبر تاریخی عامل پیشرفت هنر نبودە، بلکه حرکت این پدیدی عجیب منبعث از تلاش‌های بشری ـ بدون لحاظ کردن زمان و مکان ـ بودە و خواهد بود، تلاش هایی کە هموارە زمان را مسخ دستان خویش نمودە و همین امر آفرینش‌گر آفرینش‌های هنری بودە است. حال باید پرسید کە آیا برگزاری جشنوارەهایی چون همین جشنوارەی مریوان جزو همان تلاش‌های بشری است؟ و آیا این چنین تلاش‌هایی می‌تواند بە تعالی هنر کمک کند یا بە عکس آن موجبات نزول آن را پدید می‌آورد؟

صدور یک حکم کلی و مطلق مطمئناً نمی‌تواند ما را در یافتن پاسخ مناسب برای این پرسش‌ها یاری‌گر باشد، در واقع حتماً باید ابتدا کلیەی جنبەهای امر مورد پرسش قرار گرفتە (جشنوارە) را ارزیایی کنیم سپس بە اظهارنظر در این مورد بپردازیم. شاید بتوان گفت گردهم‌آیی تعداد چشمگیری از هنرمندان در یک محفل دوستانەی رقابت‌آمیز می‌تواند بە عنوان محرک و انگیزەای قوی محسوب شود کە فرد هنرمند را بە ادامەی کار و سعی در پیشرفت تشویق می‌نماید. یا می‌توان گفت کە دیدار هنرمندان با همدیگر موجب تبادل تجربیات و دانستەها گشتە و از این رو افزایش سواد هنری هنرمندان را بە همراە خواهد داشت کە بە طبع آن فضای عمومی هنر در آن جامعە را نیز بە سوی تعالی رهنمون خواهد شد. و یا حتی می‌توان با دیدی تقلیل انگارانە چنین پنداشت کە اهدای جوایز نقدی هنرمندان را در راستای تداوم فعالیت هنری خویش کمک می‌کند.

بدون تردید متولیان برگزاری چنین جشنوارەها و گردهم‌آیی‌هایی از قبل اهدافی را مشخص نمودەاند کە جشنوارە باید در راستای تحقق آن‌ها گام بردارد، حال کاری بە مثبت یا منفی بودن نیات متولیان نداریم، آن‌چە کە مد نظر ماست این است کە اهداف از قبل مشخص شدە واقعاً در درون گفتمان‌های هنری جای می‌گیرند یا خیر؟ متأسفانە در مناطقی از جهان کە سیستم‌های ایدئولوژیکی اجتماعی و یا سیاسی در بطن جامعە حضور دارند اکثر امورات، افعال و پدیدەها دچار ایدئولوژی‌زدگی شدە و مسیری خلاف روند طبیعی و ایدەآل خود را در پیش می‌گیرند. در چنین جوامعی قدرت ایدئولوژیک می‌خواهد همە‌چیز را در خدمت خود گرفتە و آن‌ها را از صافی مشروعیت‌بخشی خود عبور دهد، آنهایی کە در تناقض با معیارهای صافی باشند یا حذف می‌شوند و یا باید خود را با آن معیارها هماهنگ نمایند. در این جاست کە بە صراحت می‌توان گفت روند استحالەی پدیدارها و انقطاع آن‌ها از ذات و جوهر خویش آغازیدن می‌گیرد.

ما مردم شرق از دوردست‌ها با این‌چنین سدهایی روبەرو بودە و هستیم، بە مرور عادت کردەایم با خواست معطوف بە تسلیم نمودن ایدئولوژی هماهنگ شدە و بە پذیرش معیارهای آن کاملاً اخت کردەایم. ناخوداگاە ما مملو است از احساسات تسلیم طلبانە و کوتاە آمدن در برابر نیروهایی کە از ما می‌خواهند هیچ‌گونە امری را قائم بە ذات تصور نکنیم و همیشە آن‌ها را در میزان وابستگی بە وی مورد قضاوت قرار دهیم. بدین سبب است کە لایەهای سانسورپذیری ذهن جمعی و فردی‌مان آن‌چنان تحریک و تقویت می‌شود کە بە تدریج ارزش‌های قدرت مسلط را ارزش‌های خویش تلقی می‌کنیم، کە واقعاً تقصیر از فرد نیست بلکە بیشتر جنبەی گروهی و مسألەی ترس از توقیف ذهن و فکر سبب این‌چنین امری می‌گردد. شاید بە جرأت بتوان گفت مسألەی احساس وجود دستی فراتر از خواست‌ها و نیات ما یکی از اساسی‌ترین مانع‌های پیش روی فعالیت‌های جمعی در جامعە‌ی ما بودە و هست. در این‌چنین فضایی کنش‌گر هنرمند در نوعی دوگانگی گرفتار می‌شود: از یک سو جامعە و دیگر نیروها بە جد در پی در اختیار گرفتن وی هستند و از طرف دیگر دغدغەهای اصیل هنری برایش مطرح و مهم هستند. ایجاد توازن و تعادل در این رابطەی پارادوکسیکال، کە باید ضمن حفظ اصالت‌ها راهی جستجو نمود کە تلاش‌ها بە توقف نیانجامد، بخش زیادی از انرژی نخبەهای جوامع ما را بە هدر دادە است.

یکی دیگر از موانع و آسیب‌های پیش روی فعالیت‌های جمعی ما کمبود دانستگی و سواد لازم جهت پیشبرد امور نزد کنش‌گران حوزەی عمومی می‌باشد. مسألەی تقدم یا تأخر ذهن و عین ازجملە مباحث کلیشەای و درعین حال مهم جدل‌های فکری و تئوریک بودە است، اما خارج از بررسی این مبحث، امری کە در حوزەی هنر مخصوصاً می‌تواند تا حد زیادی عینیت داشتە باشد مسألەی لزوم و ضرورت وجود بن مایەهای نظری محکم در سطوح مختلف تولید اثر هنری تا مباحثە در مورد مفاهیم هنری است. متأسفانە در حوزەی هنر هم بە مانند دیگر حوزەهای فکری و نظری جامعەی ما غالباً افراد حاضر در عرصە از کمبود شدید دانستگی رنج می‌برند. بە هیچ وجە نمی‌توان گفت هنر برجستە الزاماً ازآن هنرمندی متفکر و تئوریسین است، اما بدون شک یکی از راە‌های پیشبرد هنر دارا بودن اطلاعات و آگاهی از حوزه‌های تاریخی و نظری اعصار مختلف در رابطە با هنر می‌باشد، مخصوصاً در جهان کنونی کە مسألەی ارتباطات و رسانە بە نوعی همە چیز را بە سمت جهانی شدن هدایت می‌کنند. در اینجا لازم بە گفتن است کە پدیدەی جهانی شدن بە پیدایش نوعی از علایق و خواست‌ها منجر شدە کە کمابیش در کلیەی کشورهای جهان مورد پذیرش قرار گرفتەاند، از این رو ضرورت آگاهی از اطلاعات نوین در عرصەی هنر بیش از پیش مصداق عینی بە خود گرفتە است در غیر این‌صورت بسیار طبیعی می‌نماید کە نوعی درجازدن بە تسلسلی پایان‌ناپذیر و باطل تبدل شود کە خود را همچون آفتی قدرتمند بر پیکر هنر افکندە و مانع از پیشرفت‌های ایدە‌آل می‌گردد. آسیب‌شناسی کامل فعالیت‌‌های هنری جامعەی ما کاری ضروری و در عین حال پیچیدە است کە در این مقال نمی‌گنجد و اساساً کار بندە نیز این نیست، آن‌چە را هم کە گفتم باید بە صورت یادداشتی پراکندە ارزیابی کرد. اما اگر بخواهیم کمی ریزتر بە جشنوارەی سراسری نمایش خیابانی مریوان بپردازیم ذکر نکاتی مختصر و کوتاە ضروری است:

نفس تمرکز زدایی و انتقال رویدادهای هنری عمدە بە مناطق دیگر امری پسندیدە و قابل تأمل است. ایرانی‌ها عادت کردەاند کلیەی رویدادها و فعالیت‌های برجستە و تأثیرگذار را در تهران شاهد باشند، بدون اغراق بسیاری از ایرانی‌ها تصور می‌کنند خارج از مرکز ـ یا بە عبارت دیگر متروپول‌ها ـ هیچ‌گونە رویداد عمدەای در هیچ زمینەای اتفاق نمی‌افتد، اما آنانی کە با چشمانی بازتر نگریستەاند بە وجود امکان‌های بالقوەی متعددی در مناطق دیگر ایران جهت آفرینش رویدادهای قابل تأمل پی بردەاند. جشنوارەی مریوان از این گونە امکان‌هاست کە تجربەی سالیان پیش اثبات می‌کند کە قابلیت بین‌المللی شدن را نیز دارا می‌باشد کە امیدواریم این امر در سال آیندە اتفاق بیافتد.

با وجود دارا بودن امکانات بالقوە و مناسب، اما متأسفانە باز شاهد کم لطفی‌های نخبەهای مرکزنشین می‌باشیم، در بسیاری از موارد پی می‌بریم کە آن‌ها با ترسیم الگویی تمرکزگرا و ارزشی حاضر بە پذیرش واقعیت نبودە و سعی‌شان بر این بودە است کە همیشە مرکز را بە عنوان نقطە‌ی ثقل همەی امور معرفی می‌نمایند. اما هموارە از حاشیەنشینان (البتە بە باور آن‌ها) گلەمند بوده‌اند کە چرا تمایل آن‌چنانی بە مرکز ندارند، بدون آن‌کە بە صورت واقع‌نگرانه بە ارزیابی دلایل واگرایی حاشیە از متن بپردازند و بە این نتیجە برسند کە تقصیر از خود آن‌هاست.

اهمیت جشنوارەی مریوان در این است کە با وجود موانع و مشکلات فراوانی کە برای همەی ما قابل تصور است، فعالین فرهنگی و هنری این شهر بە این امر خطیر مبادرت ورزیدەاند، بە جرأت می‌توان ادعا نمود کە نفس تصمیم‌گیری در مورد برگزاری جشنوارەای در این سطح کە علی‌رغم مشکلات بسیار اتخاذ شده است، به راستی جرأت می‌طلبد. باید در نظر داشت کە ورای مشکلات سخت‌افزاری، ارتباط مستقیم نمایش خیابانی با تودەی مردم از هر قشر و گروهی مشکلات اجرایی جشنوارەی خیابانی در مقایسە با جشنوارەی صحنەای را دوچندان می‌کند. چشم بە راهیم دوستان هنرمند عمیق‌تر از گذشتە و اکنون بە بازخواهی هنر و وقایع هنری بپردازند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s